تبليغاتX
یه قدم مونده

یه قدم مونده
یا امیر المومنین یا علی ( ع)
قالب وبلاگ
سلام.

دعایی بسیار زیبا و خواندنی از وجود مقدس امام هادی ارواحنا له الفدا رسیده.

مطلب زیر به عنوان یادگار باشد برای خوانندگان وبلاگ:

یادگار تعقیب نماز :

از علی بن مهزیار روایت شده که محمدبن ابراهیم به حضرت امام علی النقی علیه السام نامه ای نوشت که اگر مصلحت میدانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند.

«اَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَریمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتى لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ كُلِّها وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه مورد دستبرد نیست و قدرتت كه چیزى از آن خوددارى نتواند، از شر دنیا و آخرت و از شر تمامى دردها و جنبش و نیروئى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

تبیان


یاامام هادی ، شرمنده ایم !

[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 5:3 بعد از ظهر ] [ محمد ]

طلا به جاى آب

 

شبى مقدس اردبیلى (علیه الرحمه) براى نماز شب بیدار شد و دید به غسل نیاز دارد لذا بر سر چاه رفت تا براى غسل ، آب بكشد.

 

 وقتى سطل را بالا كشید دید درون سطل پر از طلا و جواهر است آنها را در چاه ریخت و گفت : خدایا، مقدس از تو آب مى خواهد تا به نماز شب برسد، نه طلا.

 

من به تو رو كرده ام ، بر آستانت سر نهادم                دوست دارم بندگى را با همه شرمندگیها

 تبیان

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:54 بعد از ظهر ] [ محمد ]
السلام علیک ایها العبد الصالح



http://uplod.ir/m28c5duf94px/_________________.mp3.htm

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:37 بعد از ظهر ] [ محمد ]
سلام و عرض تبریک محضر همه دوستان گرامی

در یک کلام عیدتان مبارک.

امشب شب زیباییست.

هرکس عیدی می خواد امروز 1+13 نور مقدس امشب عیدی می دهند. همان هایی که در اذکارمان گاهی می گوییم:

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها ....

به همین مناسبت به شما بنده حقیر هم یک عیدی می دهم. عیدی بنده حدیثیست از امام عصر (عج)

(از خودمون چیزی نداریم که.به قول شاعر :دستم تهیست راه بیابان گرفته ام/دست منو دامان شما ایها العزیز)

بریم سر عصر مطلب .

حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که فرمودند:

عَنِ الشَّیْخِ الْمُوَثَّقِ أَبِی عُمَرَ الْعَامِرِیِّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ... وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة.

در توقیعی و نامه ای که از سوی امام عصر علیه السلام به واسطه یکی از نواب خاص حضرت در زمان غیبت صغری صادر شد آمده بود: دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.


به زبون خودم.


مادرم زهرا الگو من است.


تحلیل بنده: امام زمان عجل الله که انسان کامل هستند می گن الگوی من حضرت زهراست .

وای به حال منه کم و ناچیز که .....

دوست دارم جناب امیر المومنین امام علی علیه السلام امشب بهم یه عیدی بدم.

دستم به سوی آسمان است :

یا امام المتقین نظری بفرمایید. ائمه بزرگوار نظری بفرمایید.

یا رسول الله مددی.



خود نوشت: به ذهنم اومد دو دهه خیلی ها عزاداری کردن . شاید حمکت ولادت مادر به فاصله کمی از شهادتشان و کلا نزدیکی تاریخ اون خسته نباشیدی به عزاداران ایشان باشد.


یازهرا

پ ن  : روز مادر مبارک.

ضمنا روز زن هم بر زنان عفیف شیعه مبارک باد.

دعا بفرمایید

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 5:7 بعد از ظهر ] [ محمد ]
سلام.

نامش حمید ولی پور گودرزی ست.

جانباز 70 درصد.

جانش را گذاشته تا امروز ما روی صندلی های دانشگاه بشینیم و خودش.....

قسمتش از دنیا شده است تخت و ترکش و زخم بستر و.....


همان ترکش هاست !


فردا باید قطعا به او جواب بدهیم. می گوید به خاطر خدا رفتم و اینطور شدم.

تو چه کردی ؟

مانده ام جوابش را چه بدهم !

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:0 قبل از ظهر ] [ محمد ]
سلام.

روزگار خیلی داره فشار میاره.

 اونی که عاشقشی را نمی تونی ببینی !

اونجایی که عکسش را پشت صفحه موبایلت گذاشتی نمی تونی مشرف بشی.

و درس و بی مرامی بعضی ها و......

اینا همه اش یه طرف .

اینکه بیاد یکی به امام شما ، امام هادی روحی له الفدا هم توهین کنه قابل تحمل نیست.

یه آدم احمق در لباس روحانی یه دین دیگه میاد قرآن می سوزونه. الهی بمیره.

اما دیگه زوره که یه فردی از تو کشور مون که اسلامی هستش بیاد به عزیز ترین مقدساتمون توهین کنه. حرم را نگاه کن خداییش.


نگاه کن آقا چقدر مظلومه.

الهی به حق شهیده امیر المومنین علی علیه السلام هرکس به اهل بیت اهانت می کنه را نابود بگردان.


پ ن : عجب صبری خدا دارد

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 4:7 بعد از ظهر ] [ محمد ]

بانویی از تبار دلیران

نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند، برخی از تاریخ نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می زنند.

تاریخ گواهی می دهد که پدران و داییان حضرت ام البنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بوده و از آن ها به هنگام نبرد، دلیرْمردی های فراوانی نقل شده است که در عین شجاعتْ بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند، آن چنان که حاکمان زمانْ در برابرشان سرتسلیم فرود می آورند. علامه سید محسن امین می گوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.»  اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْ شناس بزرگ عرب و برادر علی علیه السلام ـ به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: «در میان عرب از پدرانش شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود».

بعد از شهادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، علی بن ابی طالب علیه السلام برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسب شناسی عرب بود ـ فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.

عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بی مانند بودند، و حضرت علی علیه السلام نیز این انتخاب را پسندید.

بعد از این که عقیل شجره نامه های اَعراب را بررسی و ام البنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیه السلام، او را نزد پدر ام البنین فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی طالب علیه السلام برقرار شد.

امام علی علیه السلام، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد

محبتی بی دریغ

روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.

فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد.

ام البنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را برای فرزندان ایشان پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال زد. فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می دیدند و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس می کردند.

ام البنین علیهاالسلام، فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر فرزندان خود مقدّم می داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می کرد و آن را فریضه ای دینی می شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود، همگان را به محبت آنان دستور داده است.

ام البنین

عالم جلیل القدر، زین الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام البنین علیهاالسلام می گوید: «ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می گذاشتند.»

محبت بی شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بی پاسخ نماند. اهل بیت علیهم السلام هم در احترام و بزرگ داشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند. چنانکه زینب کبری علیهاالسلام همواره به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

 

مادر شهیدان

ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیه السلام، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام البنین، یعنی مادر پسران می خواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، عبداللّه، جعفر و عثمان؛ که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت.

با شهادت چهار فرزند ام البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و در کنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.

وقتی ام البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیه السلام با خبر سازد. به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیه السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام البنین فرمود: از حسین علیه السلام مرا خبر ده!

بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام البنین پیوسته از امام حسین علیه السلام خبر می گرفت و می گفت: فرزندان من و آن چه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.

شهید ثانی درباره حضرت ام البنین علیهاالسلام می گوید: «ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می گذاشتند

چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به آن حضرت داد، صیحه ای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .

 

پاسدار نهضت حسینی

از ویژگی های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه خوانی و نوحه سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه عبیداللّه پسرِ حضرت عباس علیه السلام، که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می رفت و نوحه می خواند. او با این اشعار، هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می کرد و مردم را که اطراف او جمع می شدند، از جنایات بنی امیه، آگاه می نمود.

 

به سوی دوست

سرانجام این بانوی بزرگوار، بعد از عمری تلاش، شکیبایی و استقامتْ با اهدای چهار فرزند رشید به پیش گاه مولایش، حسین بن علی علیه السلام، با دلی مالامال از محبت و عشق، بنا بر قول مشهور، در 13 جمادی الثانی سال 64 ق، راهی دیار دوست شد و در بقیع، آرام گاهِ خوبان، در جوار دیگر فرزند زهرا علیهاالسلام برای همیشه رحل اقامت افکند.

تبیان

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:5 بعد از ظهر ] [ محمد ]
ندای خدا در شب های جمعه
امام باقر علیه السلام : اِنَّ اللّه‏َ تَعالى لَيُنادى كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّيلِ اِلى آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ يَدْعونى لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ لاُِجيبَهُ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ يَتوبُ اِلَىَّ مِنْ ذُنوبِهِ قَبْلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَتوبَ عَلَيْهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ قَد قَـتَّرتُ عَلَيهِ رِزقَهُ فَيَساَ لَنِى الزِّيادَةَ فى رِزقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَزيدَهُ وَ اُوَسِّعَ عَلَيهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ سَقيمٌ يَساَلُنى اَن اَشفيَهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فاُعافيَهُ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحبوسٌ مَغمومٌ يَساَلُنى اَن اُطلِقَهُ مِن حَبسِهِ وَ اُخَلِّىَ سَربَهُ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ مَظلومٌ يَساَلُنى اَن آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَنْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ؟ قالَ عليه‏ السلام: فَلا يَزالُ يُنادى بِهذا حَتّى يَطلُعَ الفَجرُ؛
خداوند متعال، هر شبِ جمعه، از آغاز شب تا پايان آن، از فراز عرش خويش ندا مى‏ دهد: • «آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده‏‌دَم، مرا براى آخرت و دنيايش بخواند و من، پاسخش دهم؟ • آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده‏‌دَم از گناهانش به درگاه من، توبه كند و من هم به سوى او بازگردم [و توبه‏ اش را بپذيرم] ؟ • آيا بنده مؤمنى نيست كه من روزى‏‌اش را بر او تنگ كرده باشم و او تا پيش از سپيده‏‌دَم، افزايش در روزى‌‏اش را از من بخواهد و من بر روزى او بيفزايم و به آن گشايش دهم؟ • آيا بنده مؤمنِ زندانى و غم‏زده‏‌اى نيست كه از من بخواهد از زندان آزاد و رهايش كنم؟ • آيا بنده مؤمنِ ستم‌ديده‏‌اى نيست كه تا پيش از سپيده‏‌دَم از من بخواهد كه دادش را بستانم و من انتقام او را بگيرم و داد وى بستانم؟» و تا سپيده‏‌دَم ، به اين ندا ادامه مى‏‌دهد.
تهذيب الأحكام: ج 3، ص 5، ح 11
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:23 بعد از ظهر ] [ محمد ]
حضرت رضا (ع) فرمود: بر شما باد به نماز شب كه هر آن بنده در آخر شب برخیزد و هشت ركعت (نماز شب) و دو ركعت شفع و یك ركعت وَتر بخواند و در قنوت خود هفتاد بار استغفار كند از عذاب قبر و عذاب دوزخ ایمن گردد و عمرش دراز شود و روزیش وسعت یابد.

 

خشنودی خداوند

 

پیامبر (ص ) :ثلاثة یضحک الله الیهم : الرجل اذاقام باللیل یصلی و القوم اذا صفوا فی الصلاة ، و القوم اذا صفوا فی قتال العدو

سه گروهند که خداوند از آنان خشنود است :1- کسی که نماز شب می خواند.2- جمعی که نماز جماعت تشکیل می دهند.3- دسته ای که در برابر دشمن در راه خدا صف آرایی  کرده اند. (1)

 

امام صادق (ع) مى‌فرماید: «ثلاثة هن فخر المؤ من و زینة فى الدنیا و الاخرة، الصلوة فى آخر اللیل و یاسه مما فى ایدى الناس و ولایة الامام من آل محمد».

 

سه چیز است كه افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است نماز در آخر شب، و بی‌اعتنائى به آنچه در دست مردم است، و ولایت امام از اهلبیت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم).

 

از این روایات به روشنی اهمیت نماز شب برای ما مشخص می گردد در ادامه نکاتی از سیره عملی علما در مقید بودن به نماز شما مطالبی عرضه می گردد.

گزیده ای از کتاب «اسرار الصلاة» نوشته آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ره 

 

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 3:27 بعد از ظهر ] [ محمد ]
نظر مقام معظم رهبری درباره"فیس‌ بوک"

به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.

  به نقل از  تبیان، با توجه به اینکه وب‌سایت "فیس بوک" در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟
متن استفتاء و پاسخ مقام معظم رهبری درباره "فیس ‌بوک" در ذیل آمده است.

متن سؤال:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

آیت‌الله خامنه‌ای

با سلام و احترام

با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟با تشکر

باسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.

موفق و مؤید باشید.

توضیح: حکم بالا در شکل فتوا بیان شده است یعنی تشخیص مصداق به عهده مکلف گذاشته شده است و تنها به بیان حکم کلی بیان شده است؛ تشخیص اینکه آیا این شرایط در مورد فعالیت در فیس بوک صادق می باشد یا خیر به عهده مکلفین گذاشته شده است.

نکته‌ای که در حکم بالا مشخص است این است که در صورتی که این فعالیت موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود جایز نیست در حالی که ماهیت شبکه‌های مجازی بر پایه جمع‌آوری اطلاعات می‌باشد و هر‌چه استفاده‌کنندگان آن بیشتر باشند و در استفاده از آن محدودیت کمتری برای خویش قائل باشند اطلاعات بیشتری را برای این شبکه‌های اطلاعاتی فراهم می‌کنند و در نتیجه منجر به تقویت دشمنان می شود.

به نظر می آید این حکم نه حرام بودن مطلق فعالیت در این سایت را می رساند و نه جایز بودن آن را اثبات می کند بلکه به نوعی فیمابین است. به هر حال تشخیص مصداق این حکم به عهده ی خود شماست.

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 3:51 بعد از ظهر ] [ محمد ]
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن
از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی
این کودک فراری خود را قبول کن
رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!
مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن
گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه
اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن
گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم
رمز هبوط آدم و حوّا، قـبول کن
مسعود اصلانی

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:52 قبل از ظهر ] [ محمد ]

مرحوم آیت الله العظمی اراکی می فرمودند:

 

مرحوم آخوند ملا محمد کبیر، قطعه زمینی در اطراف سلطان آباد اراک داشتند که در آن، زراعت می کرد و نان سال اهل و عیال خود را از آن زمین به دست می آورد.

 

یک وقت که حاصل زمین را خرمن کرده بود ودر دشت، خرمن های دیگری نیز وجود داشت، کسی عمداً یا سهواً آتش روشن می کند، باد می وزد و آتش به خرمن ها می افتد و خرمن ها یکی پس از دیگری در آتش می سوزد.

 

شخصی نزد مرحوم آخوند کبیر می رود و می گوید: چرا نشسته ای! نزدیک است خرمن شما آتش بگیرد.

آخوند کبیر تا این سخن را می شنود عبا و عمامه اش را می پوشد و قرآن به دست بر سر خرمن می رود و رو به آتش می ایستد و خطاب به آن می گوید:

 

ای آتش! این نان اهل و عیال من است، تو را به این قرآن قسم می دهم این خرمن را نسوزانی .

 

در حالی که تمام خرمن های دیگر خاکستر شده بود این یک خرمن سالم ماند! هر کس می آمد و می دید، انگشت حیرت به دندان می گزید و متحیر می شد که چطور این خرمن سالم مانده است.

 

این بزرگواران تربیت شده و درس گرفته از مکتب حضرت ابراهیم علیه السلام هستند که چون خداوند به آتش امر کرد: {یا نار کونی برداً و سلاماً علی ابراهیم}، آموخته اند که هر چیزی ممکن است به امر خداوند و به اذن او انجام گیرد.

بزرگان دین نیز هنگام مشکلات، با توجه به آیات قرآن و زندگی معصومین علیهم السلام، مصائب را از خود دور یا تحمل آن را به خود شیرین می کردند!

 

یا رب این آتش که در جان من است / سرد کن آن سان که کردی بر خلیل
تبیان
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ محمد ]
سلام.

عجب جمله جالبیه.

اگه دوست داشتین نظرتون را بگید.


می دونی

تا نچشند، نمی فهمند
چادر یک تکه پارچه نیست،
چادر انتخاب خداست برای من و انتخاب من برای خدا


وای مادر

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:57 بعد از ظهر ] [ محمد ]
عن قریب است که از ما اثرس باقی نیست
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 11:55 قبل از ظهر ] [ محمد ]

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 8:57 بعد از ظهر ] [ محمد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با خدا باشیم و از با او بودن لذت ببریم
امکانات وب